تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - تقدیم به یک ترانه

Home # Baanoo # Posts # Feed # Email # Archive

ترانه‌ها پیش از ما زمین خورده‌، تا شده، و افتاده‌اند؛ آن‌ها واقعا مُرده‌اند. این است که می‌شود هنوز در بس‌یار ترانه‌‌ها به سوگ‌واری نشست. می‌گوید که خدا بعد از آفرینش موسیقی، سکوت کرد. و ترانه، یک‌چیز عجیب است؛ و تو چه دانی که ترانه چی‌است؟
هر ترانه، دختر هم‌سایه‌ای است که روزی بی‌خبر شوهر کرده است. ترانه‌ها را خیلی پیش از ما، سر بُریده‌اند. یعنی من این‌جور فکر می‌کنم.

بروید این ترانه «آرزوی فردا» را دانلود کنید. مازیار و هایده هم‌خوانی کرده‌اند. {مازیار این ترانه را به تنهایی نیز اجرا کرده است} پازوکی، شاعر و آهنگ‌ساز ترانه است. این ترانه سال ۱۳۵۸ در آلبوم «نوآوران ۱» توسط شرکت سوپر کاسپین منتشر شده است.

زن هستید یا مرد، فرقی ندارد؛ همیشه فکر کنید شما هایده اید. بگیرید این استکان لعنتی چای یا هرچیز را جلوی صورت‌تان، رو به صورت مازیار. چشم‌ها را ریز کنید، بروید توی عالم دیگر. بعد بخوانید تا برسید به این‌جا که می‌گوید «همه گفتن.. همه رفتن.. اما من..» و چشم‌ها را خمار کنید و سری بگردانید در هوا و استکان‌ را ببرید بالا و بگردانید بلاگردان مازیار، و این‌جا را با هم، خیلی قلندری و خراب بخوانید: «همه گفتن.. همه رفتن.. اما من.. با یه دنیا آرزو جا موندم.. چه روزایی.. که غروب شد.. اما باز.. من در آرزوی فردا موندم...»
شما هایده اید؛ انگار همیشه دارید تعجب می‌کنید از خودتان وقت خواندن. یادتان باشد که چشم مازیار به دهان شما است، و صدای شما است که عالم را به سوگ‌واری بُرده است. استکان را سر بکشید لاجرعه، و بگذارید هی این ترانه برگردد جایی که همه گفته باشند، و همه رفته باشند، اما شما، اما شما، اما شما .. آخ از شما.

 

# این؛ هم‌این # 89/06/05 حسین نوروزی |