یکسال گذشت؛ احمدینژاد هنوز در همهجا رییس جمهور است، هیچچیز عوض نشده؛ هنوز هم پیش از اساماس این شرکت اینترنتی، تبریک ِ تو میرسد، هنوز هم پروینجون «پولور» میخرد برای بار بیست و چندم، هنوز هم روزگار تلخ است، و بهانهای اگر هست برای خنده گاهی، هماین شوخیهای شیرین ِ گاه و بیگاه است.
حالا تنها چیزی که عوض شده، این است که میبینم در این یکسال «رفتهرفته» بیشتر کلمات را، درست و غلط، «دور از هم» نوشتم و جدا. و هی اصرار کردم، هی اصرار کردم، هی اصرار کردم که اینطور باشند جدا از هم. اینکه این یکسال، چهگونه گذشت، قصهاش در هماین «سِیر ِ جدایی» کلمات و ترکیبها جاری است. یک پاکت را هم کردهام دو پاکت... هماین و هماینها.
امروز، این نوا را به خودم تقدیم کردم؛ گوش کن.
بچههای کوه آلپ (در زبان انگلیسی گویا این باشد Alps Stories: My Annette)
واقعا این عکس و نوشتهاش، با من چهها کرد ... نوشتهء پیوستاش را دوست داشتم، نگه میدارم برای خودم.
پی: تبریک ِ دیگران در این مواقع که دوست داری خودت و باشی و خودتان، دوستداشتنی نیست هیچ.