تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - که نیست‌اش به‌جز از پسته‌ء تو، مرهم - هیچ

Home # Baanoo # Posts # Feed # Email # Archive

جان ِ من! جان ِ مرا چون ضرر از بیماری‌است
نظری کن که به جان‌ام خطر از بیماری‌است

حال من، نرگس بیمار تو داند؛ زآن‌روی
که در او هم، چو دل من، اثر از بیماری‌است

هر طبیبی که علاج دل بیمار کند
تو مپندار که او را خبر از بیماری‌است

چه شود گر به عیادت قدمی رنجه کنی؟
که فغان‌ام همه‌شب تا سحر، از بیماری‌است

من پرستار دو چشم  ِ خوش ِ بیمار ِ توام
گرچه بیمارپرستی، بَتر از بیماری‌است

چشم بیمار تو پیوسته چو در چشم من‌است
دل ِ پُردرد مرا ناگزر از بیماری‌است

«خواجوی کرمانی»

پی:
حال این شعر و این‌روزگار:  آواز علی‌رضا قربانی، از آلبوم «فصل باران»


 

# این؛ هم‌این # 87/08/04 حسین نوروزی |