تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - هوای تو

Home # Baanoo # Posts # Feed # Email # Archive

۱
هرچیزی، آدابی دارد که اگر رعایت کنی، خراب‌ات می‌کند خراب‌ کردنی!
این موسیقی ایرانی را ببین؛ «هوا» اگر توش نباشد، می‌شود یک‌چیزی در مایه‌های هم‌این مزخرفات که می‌گویند به‌اش دالبی‌دیجیتال. یعنی کل مزهء موسیقی ایرانی، کل مزهء آواز غلام‌حسین‌خان بنان، به هم‌نوایی یک‌ریز ِ این «هوا»ی منتشر در لابه‌لای ساز و آواز است.
نیست که در موسیقی ایرانی، همیشه «یک‌نفر» دارد می‌رود بی‌هوا، دور می‌شود. و خب همیشه هم که نمی‌رود بمیرد، گاهی دارد می‌رود که فقط رفته باشد؛ پس «هوا» می‌خواهد که زنده برگردد.
حالا هی بگو پالایش صوت.. هی بگو پالایش صوت... حالا هی برو اعصاب. ناموس ما را این تکنولوژی پالید والله.

۲
«سینه خواهم .. سینه /  خواهم .. سینه خواهم شُرحه‌شُرحه از فراق!»

«سینه» می‌خواهد؛ تاکید دارد که بدجور هم می‌خواهد. آن‌هم «شُرحه»اش را با تاکید روی ضمّه. چه می‌کند این «آذر پژوهش» با بنان، در گل‌های رنگارنگ.

۳
گفتم که: نقاب از رخ ِ دل‌خواه برافکن!
گفتا: مگرت آرزوی دیدن ِ جان‌ است؟!

و عجب لاتی بوده بانوی ِ آقای خواجوی کرمانی!


 

# این؛ هم‌این # 87/07/27 حسین نوروزی |