تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - و اون «یک‌نفر»، شما نیستی آقای «بوترابی»!

Home # Baanoo # Posts # Feed # Email # Archive

به‌هر دلیل، مقبول و منفور، «این‌جا، فقط یک‌نفر می‌تواند کامنت بگذارد». حالا قیافهء رفقای «پرشین‌بلاگ»ی رو دارم از عصر مجسم می‌کنم وقتی می‌خواستند {می‌خواستند؟} این‌جا «کامنت» بگذارند که «شدی هفدهم، و پا شو بیا جشن!»، و کلی می‌خندم!
پرشین‌بلاگ، مثل هر سال، امسال هم «جشن‌وارهء محبوب‌ترین وبلاگ‌های فارسی سال» رو برای انتخاب «صد{یا پنجاه؟} وبلاگ برگزیده از نظر خوانندگان» برگزار کرده. بعد هم به‌مدد رای دادن‌های خودم به‌خودم، و با درنظر گرفتن این‌که این وبلاگ دو تا آدرس ورودی{+ +} داره و چندباری خودم هم به اون‌یکی آدرس رای دادم، و طبیعتا اندکی افت رتبه داشته این وبلاگ، این‌جا شده «محبوب هفدهم».{چون اطمینان داشتم با آرای خودم، اول یا دوم خواهم شد، طبق «رویهء مرسوم»، این‌جا تبلیغات نکردم!} اما...
نتایج رو دو روز بعد از جشن دیدم. خب هم خوش‌حال شدم، و هم این‌که ... جشنواره بوده دیگه؛ چی بگم.
تمام دیروز و امروز رو داشتم فکر می‌کردم که وقتی برای جشن، علاوه بر میهمانان، از «صد وبلاگ‌نویس محبوب» هم دعوت کردند، چرا یک‌ کارت خشک و خالی نفرستادند برای «آقای حسین نوروزی و بانو»؟ یعنی «هفده» توی «صد» یا حتی «پنجاه» نیست؟ طبیعتا، هرگز نمی‌رفتیم به این جشن؛ صرفا به این دلیل که من حوصلهء «تجمع بیش از یک‌نفر» رو ندارم، «ناموس» هم که دست‌رسی نداشت به مرکز، همین. ولی اگر دعوت می‌کردند، مثل افراد جنتلمن مآب!، از طرف خودم و بانو ازشون تشکر می‌کردم بابت دعوت و توجه‌شون.
اول دچار توهم توطئه بودم، بعد کمی آروم‌تر شدم و گفتم شاید فقط نفرات اول و دوم و سوم دعوت شدند، شاید ایمیل زدند و من ندیدم {عمرا!}، شاید یعنی کی می‌تونه باشه این‌وقت شب؟
امروز، توی بالاترین لینکی دیدم از مسعود مشهدی. دربارهء جشن نوشته بود و مثل تقریبا بقیهء لینک‌هایی که خوندم، ناراضی بود از رفتار و برخورد برگزارکنندگان جشن با وبلاگ‌نویسان برگزیده. اول‌اش فکر کردم «به‌تر که دعوت نشدم!» ولی دوباره که دوسه‌خط اول رو خوندم، به‌ یک کلمه حساس شدم:«گذشت تا این‌که یه روز دیدم "کامنت" گذاشتن که آقا چون وبلاگ شما تخم دوزرده کرده، جزو صد وبلاگ اول انتخاب شدی، پاشو بیا تهرون برای تقدیر و این حرفا»؛ یعنی در حد دِه و روستا ظاهر شدند با این شیوه‌ء دعوت!
حالا چند ساعتی می‌شه که دارم قیافهء اون بخت‌برگشته‌ای رو مجسم می‌کنم که وارد این صفحه شده، تا به‌نمایندگی از پرشین‌بلاگ، برای نویسندگان این وبلاگ «کامنت» بگذاره  و دعوت کنه برای جشن، و چه‌قدر فحش خواهر و مادر داده وقتی با این پیغام محبت‌آمیز روبه‌رو شده:«از لطف شما ممنون؛ درج نظر، اختصاصی است»!!
ما، حسین نوروزی و بانو، از شما تشکر می‌کنیم و امیدواریم برای سیسمونی، ختنه‌سورون و باقی قضایا، میهمانان‌تون رو یه‌شکل خوش‌گل‌تر دعوت کنید، تا اگر خواستند تشریف نیاورند، لااقل مطلع باشند و تشریف نیاورند!
خیلی خوش بود و مفرح بوترابی‌جان. عصر ما رو ساختی برادر. سپاس!

 

# این؛ هم‌این # 87/03/26 حسین نوروزی |