تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - دایرةالمعارف نوستالژی - نزاکت

Home # Baanoo # Posts # Feed # Email # Archive

چشم ِ آقای فندک‌فروش، می‌گوید:«خانم، بیرون‌اه!» خانم، توجه‌ای نمی‌کند.
چشم ِ آقای خریدار ِ فندک، می‌بیند. می‌گوید:«راستی تو این سینما کانون رو دیدی چه خوش‌گل شده؟! زود بیا بریم بیرون نشون‌ات بدم!»
خانم، می‌فرماید:«حالا می‌ریم می‌بینیم‌اش؛ فعلا اینا دیدنی‌تره!»
خریدار ِ فندک، بی‌ناموس‌ترین وضعیت عمرش را تجربه می‌کند.
ما از این داستان نتیجه می گیریم، قبل از ورود به مغازهء فروش اسباب تدخین، لطفا به سر و ریخت خود، توجه کنید؛ مخصوصا اگر در خیابان وزرا باشد.
بیت:
نزاکت آن‌قَدَر دارد که در وقت ِ خرامیدن
توان از پشت پای‌اش دید نقش روی قالی را

# این؛ هم‌این # 87/03/22 حسین نوروزی |