تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - مسالهء مهم طلاق و امر معمول ازدواج اول

Home # Baanoo # Posts # Feed # Email # Archive

«زن و مرد، نباید آن‌قدر به هم نزدیک شوند که «طلاق» را برای‌ خود و اطرافیان‌شان سخت کنند. طلاق، امری‌ست اجتناب‌ناپذیر، و وابستگی‌های شدید مالی - عاطفی - خانوادگی‌، سخت‌ترش می‌کند. همیشه باید فاصله‌ای باشد، مخصوصا اگر «اولین» ازدواج باشد!
تو که می‌خواستی ازدواج کنی، کاش می‌رفتی سراغ غریبه‌ها، که وقت ِ «جدایی»، آشنایی‌ها و روابط فامیلی‌ و این تعاریف به هم نخورد. همسایه البته حکم همان غریبه را دارد، ولی ... به‌هرحال، مواظب باش که چی می‌دهی  و چی ‌را قبول می‌کنی. سعی کن همه‌چیز برابر باشد!
موفق باشی و امیدوارم دل‌ات نشکند از روزگار. برو.»

آن‌چه خواندید، متن سخنرانی امروز بعداز ظهر حسین نوروزی بود در جمع خانواده، خطاب به برادر کوچک‌ترش، که امشب بله‌برون‌اش است! من خبر نداشتم که این‌همه جدی دارد ازدواج می‌کند؛ سر ظهری، پروین‌جون گفت که شب نیستند و دارند می‌روند منزل فلانی که همسایهء قدیم‌مان بود. خب، از من ِ به‌قول دیگران همه‌جوره شکست‌خورده، کسی نصیحت نمی‌خواهد و نخواست! ولی امروز برای اولین‌بار احساس کردم که باید به‌عنوان برادر بزرگ‌تر (که در طول زندگی‌ دل‌اش برای این کوچک ِ بدترکیب تپیده و نگران‌اش بوده) نطقی کنم در آستانهء این ازدواج فرخنده.
آن بود نطق برادر بزرگ‌تر و رهنمونی برای زندگی بهتر!   +

پی نوشت: ته دل‌ام خوش‌حال‌ام که میثم وارد دنیایی می‌شود که دوست دارد؛ میثم، عاشق کانون گرم خانواده است تا مسایل عشقی و عاطفی سوزناک! ولی، کاش کمی غریبه‌تر ... همسایه‌های قدیمی هم آدم را به گذشته برمی‌گردانند: چیزی که من نفرت دارم!
پی‌نوشت بعد: من به‌شدت افسرده و دل‌تنگ‌ام؛ کجایی؟

# این؛ هم‌این # 87/01/22 حسین نوروزی |