رادیو شاملو پخش میکنه، تلویزیون مسعود کیمیایی میآره، امین تارخ میزنه توی حال فرزاد بیچاره، لاریجانی استعفا میده، متکی استعفا میده ولی تقدیم نمیکنه، من به تبریکات دوستان و دشمنان جواب میدم، پدرم با شوفاژ ساختمان درگیر شده و ممکنه کشته هم بدیم، اون بابا هر روز من رو سرچ میکنه ولی نمیکنه آدرسام رو ثبت کنه یهجا، مسوول مخابرات میگه «بیزینکس!! این دردسرها رو هم داره دیگه»، دانیال میگه زن میخواد اونهم مربی مهدش رو!، پدربزرگام میآد به خواب من و میگه برو اکبر رو بکش!! {اصلا نمیدونم کیه؟}، هوا بارونیه، تهران بده، همهء اینا هست... ولی من به جفتگیری گلها میاندیشم. ناموسام رو هم دوست میدارم با رضایت کامل. فعلا همینها. برمیگردم.
{به اینجا سر بزن + یاهو برای موبایل +یاهو مسنجر برای موبایل برای دوستی که ایرانسلاش را هی میزند توی سر من!!!! } اینهم نسخهء مخصوص موبایل «گاوخونی؛ ازاینروزهای حسین نوروزی و بانو»