و زيبايی
چيزیاست شبيه يكروز بالای اين بلندی تو
خداحافظی از ديوار وُ رفتن به هوا
پريدن هميشه تلخ است
و پلهها وُ پلها وُ نردهها هم حتی
فراموشی هميشه بد بوده تا موسی وُ عيسی وُ خدا هم از توی كتاب ....
براي تمام ِ آنچه پله، شعری خواهم سرود به نام تو از بالا وُ بالاتر
و بالاها تر از تو هميشه هيچ زنی نيست ...
«مُثلهشدهء شعری از مجموعهء روزی زنان میمیرند * »