چرا این همه بی همراه؟ کاش کمی روزگار، بهتر بود. دوست بیشتر بود. کاش دوستان خوب تری داشتم. کاش به جای کتاب، دنبال پول بودم. خیلی زیاد! الآن هم پول فراوان داشتم هم دوستانی که به دردبخورتر بودند. مرده شور رسما این «خلق» را ببرد این «تودهء بی همراه» را که یک عمری برایش سینه زدم. حالم از دوستانم به هم می خورد که فقط مشکلات شان سهم آدم می شود... روزی که گیر می کنی، فقط ناله می کنند و مثل احمق ها تماشات می کنند. اسم اش را می گذارند هم دردی. حرام زاده ها!!
یه دقیقه بیا این جا